سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

366

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

مصنّف گويد : و آن اينستكه داخل شده باشد به جهت اضطرار مانند الف و لام در « بنات الاوبر » . شارح گويد : يعنى بنات الاوبر كه در قول شاعر وارد شده : و لقد جنيتك اكموء و عساقلا * و لقد نهيتك عن بنات الاوبر يعنى هرآينه براى تو چيدم قارچها و نوع سفيدش را و تو را بازداشتم از چيدن بنات اوبر . شاهد در « الف و لام » الاوبر است كه زائده غير لازمه مىباشد . كلمه « بنات اوبر » نوعى از قارچ مىباشد . مصنّف گويد : و نيز مانند الف و لام در « طبت النّفس » . شارح گويد : يعنى طبت النّفسى كه در قول شاعر كه رشيد بن شهاب باشد وارد شده : رأيتك لمّا ان عرفت وجوهنا * صددت و طبت النّفس يا قيس عن عمرو يعنى : زمانيكه دانستى و شناختى بزرگان ما را و دريافتى كه نيروى مقاومت با ايشان را ندارى تو را ديدم كه روى گردانده و از صحنه نبرد گريختى و پاكيزه هستى از جهت نفس و خوش‌دل مىباشى از كشته شدن عمرو و ديگر به خونخواهى او با ما در نبرد و ستيز وارد نمىگردى . شاهد در الف و لام « النّفس » است كه زائده غير لازمه مىباشد چه آنكه شاعر قصدش از « النّفس » نفسا بعنوان تميز مىباشد پس قطعا الف و لامش بايد زائده غير لازمه باشد . و كلمه « السّرى » در دنبال و آخر كلام مصنّف در شعر معنايش « شريف » بوده و قصد مصنّف از آوردن آن اينستكه بيت را با آن تمام و تكميل